۱۴۰۵ شهریور ۲۷, جمعه

اراده معطوف

"بعبور از "بندگی

به آزادی!

 

 

 بسیاری هنوز بر آن باورند که مصیبت و نکبتی که نزدیک به نیم قرن است که گریبان ما را می‌فشرد و در شرایط کنونی به دشواری نفس برمی‌آوریم، نتیجه مشاوره و تصمیم‌گیری چند قدرت بزرگ جهانی، فرانسه، امریکا، آلمان و انگلیس، به دعوت ژیسکاردستن بوده است که به خروج شاه از وطن انجامید و راه را برای به قدرت رسیدن آخوند خمینی هموار ساختند. کم نیستند ملت‌هایی که دست خارجی‌ها را موجب تمامی تیره‌ روزی‌ها و بدبختی‌های خود می‌دانند؛ از جمله بازگشت آخوند خمینی پس از ۱۵ سال تبعید، و به اضافه ترک گفتن تاج و تخت شاهنشاهی. مقصر دانستن دیگران را در فروروی خود بسوی تاریکی، تمایلی است که در ما ایرانیان ممکن است بیشتر یافت شود، در مقایسه با دیگر ملت‌ها. چنین باوری باید برخاسته از عدم تمایل به پذیرش مسئولیت باشد.

آنها که خروج شاه از کشور را ناشی از توطئه گوادالوپ می‌دانند، بعید به نظر می‌رسد که بتوانند شور و احساساتی را که میلیون‌ها میلیون نفر در سراسر ایران در استقبال از آخوند خمینی، که گویا اخیراً از غیب به جایگاه «امامت» هم ارتقا یافته بود، امید است که هنوز از خاطرشان نرفته باشد. اینان، بنظر میرسدکه فراموش کردند که بیش از ۹۹ درصد مردم در رفراندوم «حکومت اسلامی: آری یا نه» شرکت کردند و به حکومت ولایت فقیه رأی دادند. بد نیست که به خاطر بیاوریم که انتخاب آخوند محمد خاتمی چه شادی‌ها که به پا نکردند. رئیس‌جمهور احمدی‌نژاد هم برای خود پیروانی داشت و پس از او اکثریت مردم در انتخاب آخوند روحانی شرکت کردند و الا آخر..

نه اینکه حرکت و یا جنبشی در جامعه وجود نداشت. پرچم مخالفت با نظام را برای اولین بار دانشجویان کوی دانشگاه برافراشتند. در حمله‌ای که به کوی دانشگاه شد، بیش از ۴ نفر کشته و بسیاری مجروح بجا گذاشت؛ با دست و پای شکسته یا سر و چشمان خونین، و یا کوری چشم‌ها با گلوله‌های ساچمه‌ای که به تخلیه چندین چشم منجر گردید. در پی آن، جنبش سبز ظهور کرد، اگرچه شرکت بیش از ۳ میلیون نفر در اعتراضات علیه دزدیدن آرای انتخابات بود، اما،درنهایت شکست خورد. جنبش سبز، یک جان‌فدا بنام ندا آقاسلطان به‌جا گذاشت؛ دخترخانمی جوان و زیبا با نمودی از زیبندگی. طولی نکشید که اعتراضات ۹۶ به وقوع پیوست که بیش از ۱۲۰ شهر را در سراسر ایران دربرگرفت. در پی آن اعتراضات ۹۸ به وقوع پیوست که همه به سختی سرکوب گردیدند. پس از آن، اعتراضات ۴۰۴ به وقوع پیوست و ظهور جنبش مهسا. البته، در واکنش به اعتراضات مردمی که در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه سال گذشته به وقوع پیوست، بیش از ۴۵۰۰۰ نفر به‌ دست نیروهای سپاه پاسداران به قتل رسیدند..

برخی بر ان عقیده اند که اگر مردم به تعداد بسیار بزرگ‌تری در تظاهرات شرکت می‌کردند، قتل‌عامی در این میزان به وقوع نمی‌پیوست، فرضیه ای که آزمایش آن خطرناک است بعضا، بر آنند که مردم ایران تهی از انگیزه‌اند و جرأت دفاع و مقاومت در برابر ستمگر قدرتمدار را ندارند. اما واقعیت آن است که اعتراضات علیه چنین نظامی زمانی ثمربخش است که اغتراضات جمعی ازوجود رهبریهوشمند برخوردار باشد. خوشبختانه جنبش شیر و خورشید از وجود رهبیرهوشمندی، همچون، شاهزاده رضا پهلوی برخوردار است  که جنبش را بی تردید به پیروزی میرساند.   .

اما معضل کمیت شرکت مردم در تظاهرات و براندازی حکومت دینی، از خصلت دوگانه نظام برمی‌خیزد؛ نظامی که بر اساس وحدت، یکتایی و یگانگی ساختار دین و قدرت بنیان‌گذاری گردیده است. این بدان معناست که جنبشی اعتراضی، از یک طرف با ساختار دین که بر رأس آن ولایت فقیه برنشسته است و از طرف دیگر با ساختار قدرت روی در روی هستیم؛ بنا براین جنبش انقلابی با دو دشمن باید بمیدان مبارره بروذ. البته که ساختار قدرت، ساختاری ست که .دارای موجودیت عینی است و نیروهایی مسلح به ابزار کشتار، خونریزی، تخریب و ویرانی .اند.

با این وجود، با دستیابی به استراتژی و تاکتیک درست، براندازی ساختار قدرت امکان‌پذیر است. در غیر اینصورت با تکیه بر تعداد عظیم شرکت‌کنندگان مردم در جنبش اعتراضی، نقش نیروهای سرکوب را تا حدودی میتوان منفعل نمود.ا

بدون تردید، در مبارزه با دین هم می‌توان با اراده معطوف به مقاومت در برابر پذیرش افسانه‌ها و اسطوره‌های اسارت‌بار، هرچند غیرقابل مشاهده، با ارتقا دیدگاه خود میتوان از «بندگی» در دین اسلام خود را رها نموده و در آزادی آن کنشی را بر گزینیم که احساس میکنیم پاسخگوی نیازهای معنوی ماست.

این بدان معنا نیست که در زندگی خصوصی، به بندگی الله ادامه ندهی، اگر چنین اراده کنی. در زندگی خصوصی، افراد بشر دارای آزادی مطلق‌اند، مشروط به رعایت بایدها و نبایدها در زندگی اجتماعی؛ در زندگی خصوصی، آزادی که هر آنچه را که دوست می‌داری بپرستی و بعنوان فرد، در تعیین و تعریف مرزها و محدودیت‌ها، خود مختاری..

با این وجود، مبارزه با دینی که نام‌هامان ریشه از آن برگرفته‌اند و با ارزش‌های آن به بلوغ و عقل می‌رسیم، چندان ساده نیست. اما می‌توان ارزش‌های نهادین را هم در گذر از نادانی به دانایی، به‌سادگی تغییر داد و با آنچه ضرورتاً در دوران انفعال پذیرفته‌ایم، با آگاهی فعالانه خود را از بند آن رها ساخته و آزادی را در آغوش کشیم.

فیروز نجومی

firoz nojiomi

https://firoznofjomi.blogpost.com

fmonjem@gmial.com

 


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر