۱۴۰۵ شهریور ۶, جمعه

 

حکومت اسلامی

حکومت قهر و قدرت

و خشونت الهی!



نگاهی کوتاه به تاریخ حکومت اسلامی نشان می‌دهد که از لحظه‌ای که نظام شاهی از هم فروپاشید و آخوند بر فراز منبر قدرت صعود کرد، نظام قهر و قدرت و خشونت الهی برقرار گردید. در حالیکه،روشنایی خورشید تابان نیز در جامعه ما بتدریج به تاریکی گرایید..

در آغازین روزهای حکومت اسلامی بود که با به گروگان گرفتن کارکنان سفارت آمریکا، چهره واقعی حکومتی که از نظر دیدگاهی با جهان پیرامون خود چنان فاصله داشت که گویی هرگز به یکدیگر نخواهند رسید، آشکار شد..

حکومت آخوندی، عمامه‌دار و یا بدون عمامه، با ابزار بیرحمی و سرکوب و کشتار و تنبیه و مجازات و، در پی آن، محکومیت به مرگ، در برابر جوخه‌های اعدام و یا با آویختن به دار با حلقه طناب بر گردن، مخالفین نظام، قتل عام 4000 زندانیان سیاسی در 67، اعتراضی را نه در خارج و نه در داخل بر نیانگیخت. آری، با صعود برمنبر قدرت، برای نخستین بار در تاریخ ۲۵۸۰ ساله ایران قشر دینمدار به حاکمیت بر جاعه رسیدند..

بدین ترتیب، در مدت کوتاهی، حکومت آخوندی، متحدین پیشین خود، از تمام گروه‌ها و احزاب چپ و راست و میانه، تا گروه‌های قومی و محلی، از کرد گرفته تا ترک و بلوچ و دیگر اقلیت‌های مذهبی، از جمله کیش بهائی، را یکی پس از دیگری سرکوب و از صحنه سیاسی و اجتماعی کشور حذف کرد..

سرکوب و نابودی مخالفان و دگراندیشان، با جنگ با کشور همسایه، عراق، همراه شد؛ جنگی که بیش از هشت سال به طول انجامید و بخش بزرگی از امکانات و لجستیک نظامی به‌جامانده از دوران شاه را نیز از میان برد. ویرانه های جنکی، در بعضی نقاط همانگونه ویرانه مانده اند..

آیت‌الله خمینی، با نوشیدن «جام زهر»، اعترافی نمادین به تلخی شکست در هشت سال جنگ با عراق، کشور همسایه و بسیار کوچک‌تر از ایران، کرد..

از این شکست شرم‌آور تاریخی، آخوندهای حاکم، چه عمامه‌داران و چه یقه‌ کوته ان و کت‌وشلواری‌ها، درسی نیاموختند. آنان مخفیانه به غنی‌سازی اورانیوم ادامه دادند..

رهبر معظم انقلاب، به تقلید از رسالت پیامبر اسلام، به نفوذ در کشورهای منطقه پرداخت که بزرگ‌ترین و پرهزینه‌ترین آنها سوریه بود؛ حضوری که به بهای ده‌ها میلیارد دلار برای مردم ایران تمام شد. سرانجام، سوریه نخستین کشوری بود که از چنگال نفوذ حکومت آخوندی خارج گردید..

حماس در غزه به نیروهای نیابتی نظام پیوست. با دلارهای تقدیمی حکومت آخوندی و تحت حمایت جمهوری اسلامی بود که حماس  در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل حمله کرد..

آخوند خامنه‌ای بر این باور بود که الله او را، همچون پیامبر اسلام، مأمور توسعه و سلطه اسلام در منطقه کرده است. او در این دنیا می‌زیست، در حالی که گویی در واقعیت، در دنیای دیگری زندگی می‌کرد؛ دنیای جهاد و شهادت، خشونت و انتقام‌ستانی الهی..

اما در سوریه، پس از میلیاردها دلار هزینه، حکومت آخوندی ناچار شد بار و بندیل خود را ببندد و بیرون بیاید. آخوند خامنه‌ای بار دیگر چاره‌ای نداشت مگر تن دادن به شکستی دیگر و انکار ان همزمان و هرگونه نقشی در حمله حماس به اسرائیل در هفتم اکتبر..

حزب‌الله مستقر در لبنان نیز یکی دیگر از نیروهای نیابتی نظام آخوندی بود؛ با تحمل میلیاردها دلار هزینه برای تأمین نیازهای مادی و نگاهداری ساختار حزب‌الله، صرف گردید. در حالیکه اکنون زیر ضربات بسیار سینگین اسرائیل قرار گرفته است،  سرنوشتی که دیر یا زود می‌تواند به نیستی آن بینجامد؛ همان‌گونه که نیروهای حشد شعبی در عراق و حوثی‌های یمن نیز بعنوان نیروهای نیابتی نظام آخوندی با چالش‌های جدی روبه‌رو هستند. .

این در حالی است که حکومت اسلامی خود ب هم از درون و هم از بیرون، با خطر نیستی روبه‌روست. بدرستی روشن نیست که تصمیم گیرنده فردی ست و یا جمعی. آیا، جمهوری اسلامی با تکیه بر تجربه و رهبری دکتر سرلشگر مقدس محسن رضائی میخواهد به مصاف نیروهای امریکایی و اسرائیلی برود؟.

نزدیک به شش ماه از نابودی رهبر معظم انقلاب، ولی‌فقیه، آخوند خامنه‌ای می‌گذرد و هنوز جانشین او در غیبت حکمرانی می‌کند؟ آیا، میتوان حدس زد بچه دلیلی، رهبر آقا مجتبی، ترجیح میدهد در غیبت حکمرانی کند. دیدن جان خود در خطر، بسی بسیار جدی ست و تها او نیست که در غیبت حکمرانی میکنیم.، بسسیار در راس ساختار قدرت در غیبت مدیریت میکنند مثل، شهردار سابق تهران و رئیس مجلس مقدس شورای اسلامی، آقای قالیباف. .

ماجرای تنگه هرمز و محاصره سواحل کشور به دست نیروهای آمریکایی، به‌گونه‌ای که نه کالایی می‌تواند از مرزها خارج شود و نه کالایی از بیرون می‌تواند به درون راه یابد، خطر قحطی را بسیار جدی کرده است..

چرا که بالا رفتن قیمت‌ها سرانجام به سطحی می‌رسد که به کاهش مصرف‌کننده می‌انجامد. وقتی خریداران کم می‌شوند، فروشندگان نیز کم و کمتر می‌شوند. این است که خطر قحطی، خطری است که زندگی بسیاری را تهدید می‌کند و می‌تواند جامعه را به خاموشی بکشاند.

چرا به این مصیبت، به مصیبت نیستی و نابودی، دچار شده‌ایم؟ چیزی نیست مگر باور به لا الله الا الله که به عشق پایان ناپذیر به جهاد و شهادت میکشد و اشتیاق برای «قتل فی سبیل‌الله» یا کشتار در راه خدا..

بعضا، آخوندهای حاکم رویای برافراشتن پرچم «لا الله الا الله» را بر فراز کاخ سفید در سر می‌پرورانند. از این آخوندها هنوز هم کم نیستند.

اگرچه دیرزمانی است که نشان داده‌اند تمامی اقدامات حکومت آخوندی، سرانجام به پرورش ضد خود در درون خویش انجامیده است؛ ضدّی که دیر یا زود می‌تواند به نابودی آن بینجامد.

فیروز نجومی

Firoz nofjomi

https://firoznodjomi.blogspot.com

fmonjem@gmail.com

.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر