انقلاب در بیرون
نیازمند انقلاب
در درون!
بدار آویحتن
و یا اعدام دو جوان دیگر، بنامهای ابولفضل سپاهی و امیرحس صفری، در ششم مرداد،
بجرم شرکت در اعتراضات 18 و 19 دی ماه سال گذشته را میتوان یک یادآوری خواند. یاد آوری که بما نهیب میزند که بعداز 47 سال حکومت
آخوندی، بتازگی فهمیده ایم که چه هیولائی، برساخته دستان خویش، باین جهان، بویژه،
به جامعه خودمان عرضه کرده ایم، هیولائی بنام "اسلام ناب محمدی،" بنام
دین اسلام که بسادگی آدمی را تنبیه و مجازات نموده، تکه تکه و پاره پاره کرده و
میبلعد.
اعدام این
دوجوان، در واقع، درپی اعدام دوجوان دیگر که از یک گروه 12 نقره بودند که اخیرا
بجرم شرکت در جنبش اعتراضی 18 و 19 دی ماه سال گذشته باعدام محکوم شده اند،
ابولفضل سپاهی و امیر حسین صفری، چهارمین
زندانیانی هستند که اعدام میشوند.
تحلیگران
اوضاع سیاسی حاکم بر کشور، بر آنند که شواهد حکایت از سفوط و یا فرو پاشی نظام
میکند. افزایش تعداد اعدامها را باید با روند این سقوط و فروپاشی نظام بسنجیم. این
است که تحلیلگران بر آن باورند که ترس و هراس از سفوط و فروپشی ست که نظام دست
بافزایش اعدامها زده تا با انتشار ترس و وحشت در سراسر جامعه، بتواند به بقای خود
امداد رساند. احتمالا، با ارسال پیامی در سراسر جامعه باین مضمون: مبادا، در جنبشهای
اعتراضی شرکت کنی. مبادا با گروه های تند رو و خرابکار همکاری کنی. مگر بخواهی یا
دوست داشته باشی به آینده ای مبهم و نا معلوم بنگری. لحظه ای تفکر راه را مینماید.
چه صرری را تحمل کنی اگر در خانه باستراخت پرداخته یا به مطالعه کتابهای علمی
بپردازی؟
باید،
اعتراف کنم، چنین روشنگریهایی نشان داده اند که نقش مثبتی درتصمیم گیری بسیاری بازی میکند. اما، نقشی ست موقتی. با گذشت زمان، ترس
و هراس با کاهش آویختن تعداد معترضین از چوبه دار کاهش مییابد. افزوده بر این
واکنش مردم بادامه سرکوب و خفقان ذر روند زمان سرانجام عروس پیروزی را در آغوش
خواهند کشید.
اما، در
واقع مطلبی که میخواهم مورد بحث قرار بدهم، چندان مورد توجه قرار نمیگرد و آن چیزی
نیست مگر همراهی ندای اذان صبحگاهی با برگزاری مراسم اعدام. از خود می پرسم آیا میتوان
رابطه ای بین این دو، یافت؟ دو جوان را از زندگی محروم کرده و و ابستگان آنها را به
عزای ابدی غوطه ور ساخته اند،
هدف چیست و چگونه نظام میتواند از چنین جنایتی
سودمند شود؟ روشن است، زمانیکه مردم بمنظور اعتراض بشرایط موجود، از پیوستن بیکدیگر،
در یک زمان و مکان خود داری کنند.
یعنی که این
آن رمزیست که نظام در پی دست یافتن بدان است. تسلیم و اطاعت و فرمانبری، بدون پرسش
هیچگونه سوالی سکوت مطلق و تیره و تاریکی. نظام فرمانروئی و فرمانبری، بدون برخورد
با هیچ مانعی و یا تجربه پستی و بلندیها، شرایط دلبخواه جمهوری اسلامی ست.
اگر، بدون
وقفه ساختار حکومت اسلامی ادامه یافته است، برغم کشتار 45000 نفری در 18 و 19 در
دی ماه سال گذشته، باید دین و باورهای مشترک دینی را دلیل اصلی آن دانست. همچنانکه
سکوت موجود را میتوان بدان نسبت داد.
اما، اگر،
مردم یکبار دیگر برغم تجربه کشتار عظیم دی ماه گذشته، برخاسته و بهم پیوسته و دست
بقیام بزنند، بعید بنظر میرسد که آخوندها بتوانند بسادگی از درون عمامه شان راز
نجات را بیرون بکشند و نجاتبخش خویش بشوند.
اگر، به
محتوبات اذان و آنچه در کف زمین بوقوع می پیوندد بنگریم، در یابیم وقتی اذان انسان
را بسوی خوبیها و پرهیز از بدیها فرا میخواند، بنظر میرسد که شنونده را مورد خطاب
قرار میدهد و او را بگونه ای مسئول اعمال خود میخواند نه ساختار قدرت را. در واقع،
همآنگی اذان با مراسم اعدام، بدون تردید، بآن دلیل است که در تسلیم و اطاعت
فرمانبران، در اجرای عبادات روزانه تاکید نموده و هرگز به سرزنش ساختار قدرت نمی
پردازد، بدلیل یکتائی و یگانگی اش با دین.
همراهی ندای
اذان با مراسم اعدام را نهایتا، باید بازتابنده عملی دانست بر خاسته از یکتائی و
یگانگی دین و قدرت. جدا سازی آن دو از یکدیگر، دگرگونی بزرگی ست که قیام شیر خورشد آنرا بواقعیت در خواهد اورد.
آنچه رهائی ملت را ممکن میسازد، تردیدد نداشته باشید، بسته به رهائی از باورهای
خرافی و ایمان به اختصاصی بودن باورهای مذهبی. آنچه مردم در جامعه اینده بان تعهد
خواهئد داشت، آنست که انسان در پرستش آزاد است. هر فردی آزاد است که خدائی را که
دوست درارد بپرستد و آزاد هم هست که خدائی را بپرستد یا نه.
بعبارت
دیگر، پرستش یک امر خصوصی ست. اینکه فرد چه چیزی را میپرستد تنها بسته است بعقیده
و گزینش آن فرد. این بدان معناست که عذر حضور دین را درعرضه اجتماعی باید خواست و
آنر در چار دیواری خانه بطور خصوصی در آغوش کشید و همه درد و رنج خود را با آن
شریک شد.
آنچه، همگان
باید بخاطر بسپارند آنستکه شرایط اسفباری که در آن گیر افتاده ایم از دلبستن به
آخوند وفقیه ودین بود که باین روز افتادیم. بار دیگر باید بخاطر بسپاریم. بدون
انقلاب در درون انقلاب دربیرون، بسی بسیار دشوار است.
فیروز نجومی
firoz nodjomi
https://firoznodjomi.blogspot.com
fmonjem@gmail.com.
%20(1)%20(1).jpg)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر