۱۴۰۵ فروردین ۲۸, جمعه


 

پایان حکومت آخوندی

دیر یا زود

بدون سوخت و سوز!


آیا براستی کسی میداند، پس از 37 سلل حکومت ولی فقیه، آخوند خامنه ای، چه کسی و یا چه کسانی، قرار است که بر این کشورشور بخت حکومت کنند؟ وقتی در 57 آخوند خمینی در تبعید، بنا برباور به مفاهیم دینی، مثل، تقیه و بنا بر مصلحت دینی، از افشای طرحی که برای هدایت جامعه به راه "مستقیم" در ذهن خود داشت خود داری کرد و از آزادی و برابری و فعالیتهای سیاسی سخن میگفت. چنان وانمود میکرد که چندان تمایلی به حکمرانی بر جامعه ندارد.

این در حالی ست که چندین سال جلوتر، امام خمینی طرح ساختار یک جامعه اسلامی را در کتابی بنام "حکومت ولایت فقیه" ارائه داده بود. اما، در دورانی که در تبعید در پاریس بسر میبر، نه امام خمینی خود  و نه هیچیک از ده ها خبرنکار و مصاحبه کننده بودند که از وجود چنین کتابی آگاه بودند. اما، دانسته یا نا دانسته از آن کتاب و تئوری حکومت اسلامی هرگز سخنی بمیان نیاوردند.، شاید تنها منبعی که میتوانستی به بخشی از آنچه امام خمینی در ذهنش برای نجات کشور از سلطه نیروهای استعمارگر و فراهم آوردن رفاه و آسایش و آبادانی رسم کرده بود ممکن بود که از رمز و راز و سحر خروج یافتم.  که حالا میفهمیم که حکومت اسلامی، در واقع چیزی نبوده و نیست مگر آنچه ممکن است تئوری استبداد مضاعف دین و قدرت خواند. بجرات میگویم که حتی اگر هم از وجود چنین کتابی آگاهی داشتیم، مطمئن نیستم که هرگز کسی بشناخت آن بر میخاست بآن امید که بپیوندد به امام خمینی بمنظور بازگشت بدوران افسانه ای توحید و نبوت الهی؟

اما، تیره بختی ایرانییان از آغازین لحظات ورود امام خمینی بکشور در 57، پس ازسه ماه تبعید در پاریس. هنوز، زمانی بطول نیانجامید که نظام محرومیت ها و ممنوعیات ها  حرامها و حلالها باضافه ده ها قواعد و مقرراتی دیگر، برپا گردید بلکه بر رفتار ادمی سلطه افکنده و آنرا تحت کنترل خود در آورد، یا بزبان دیگری آدمی را به بند بکشد، ببندهای شریعت اسلامی. بسیاری، خوشباورانه با امام خمینی و مبارزه وی علیه استعمار گران پیوستند و حتی گروگانگیری کارکنان یک سفارتخانه خارجی را مورد تایید قراردادند و حمایت از هشت سال جنگ بیهوده که مهر نکبت را بر پیشانی حکومت اسلامی کویید. حضرت امام، البته، پرچم اسلام را در سراسر جهان با ادامه هشت سال جنگ بیهوده با کشور همسایه و محکومیت سلمان رشدی به مرگ، همه امیدواریها را برای دست یابی بیک زندگی آرام و آسوده را به یاس و نومیدی کشاند.

در پایان حکومت ولایت برهبری امام خمینی، جامعه، نه تنها بآنچه، اکثریت آرزوی رسیدن بآنرا داشتند نرسیدند، بلکه حرکت بسوی قهقرا را نیز آعاز کردند. چرا که ولی فقیه، آخوند خامنه ای، خیلی زود نشان داد که او نیز در پی رهبر معظم خویش به توسعه سلطه اسلام داوازده امامی، در همه نقاط جهان، بویژه در اروپا به سازماندهی طرفداران وتوسعه کیش اسلام با صرف هزینه های سنگین پرداخت. از ترور و نابودی دشمنان خود در سراسر جهان از هیچ فرو گزار نکرد.

البته، در مرکزنقشه آخوند ولی فقیه، نابودی اسرائیل از روی زمین   قرار داشت. باین منظور با صرف درآمدهای نفتی بکمک رئیس جمهور اسد در سوریه هزینه میلیادرها دلار شتافت.  دخالتی از سر تعهد بامام، حزب الله لبنان را بوجود آورد و نیازهای نظامی و غیر نظامی حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان را تامین میکردند. همین بس به میلیاردها دلاری که صرف بازسازیهای خرابیها بدست نیروهای اسرائیلی انجام شده بود، بنگری که هزبنه باز سازی آنها باعتبار ولایت تامین میگردید. آنگاه در عراق حشدشعبی، حزب شبه نظامی را سازمان داد و نیروهای حوثی ها در یمن و حماسی هها را در غزه زیر بال و پر خود گرفت. تنها برای یک منظور، نابودی اسرائیل.

 40  روز یا بیشتر است که از کشته شدن ولی فقیه، آخوند خامنه ای، همراه اعضای خانواده و 49 نفر از فرماندهان سپاه پاسداران نزدیک باو میگذرد. در بمبارانهای هوایی نیروهای اسرائیل و امریکا، ضربه هایی ویرانگر بر پیکر ساختار جمهوری اسلامی وارد آورده اند که نظام را تقریبا فلج نموده است. وقتی دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا میگوید که رژیم در جمهوری اسلامی "تغییر" کرده است، میتوان قطره ای از حقیقت در آن یافت. تغییری که ترامپ از آن سخن میگوید، این است که در حال حاضر این فقیه، فقیهی که وظایف رهبری جامعه را ایفا کند شناسائی نشده است.

خاطر جمع، که نظام حکومت اسلامی رفتنی ست، دیر یا زود دارد، اما حقیقتی است که همچون خورشید خواهد درخشید و بخش بزرگی از جهان و انسانیت را از تاریکی نجات خواهد داد. دارو و دسته ای که در مذاکره با امریکا سعی میکند با حفظ آبرو و حیثیت بر باد رفته شان به خواست های امریکا تن بدهند. اما، مسئله آن است که آخوندهای کتاب مقدس، دیگر نمیتوانند براحتی مردم را فریب دهند. آخوندهائی که شیوه تعلیمات حوزه ای را بدانشگاه انتقال داده اند، وقایع اخیر نشان میدهد، دانشجویان و حتی محصلین سالهای آخر دبیرستانها اعتباری برای افسانه و اسطوره دینی قائل نیستند. آنها نشان داده اند که چندان میلی به بازگشت بگذشته ندارند. آنها به آینده است که می اندیشند، آینده ای که آنها بسیار مشتاق اند که با دستهای خود بسازند. درست است کار ساده ای نیست، از درون تخریب و خرابیها در تمامی زمینه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی است که با ید خود را بیرون بکشانیم. اگر دراین نیم قرن در دست پر خشم و بیرحم و انتقام ستان، درد و رنجی را تحمل کرده ایم. اما، زمان حال، با تمام زمانها در گذشته بسیار متفاوت است، افسانه ها و اسطوره ها بازمانده از 1400 سال پیش از این، اقتدار خود را از دست داده و بزودی ناپدید میشوند. این خود پدیده تازه ای نیست. اگر، تا حالا جان از کف میداد اکنون روحبخش و احیا کننده و الهام دهنده است، تحول بزرگی که با ظهور شاهزاده رضا پهلویی ست که با نیروی لایزال خود میتواند قیام شیرو خورشید را رهبری کند و آن عظمت و شکوه به ایران رل باز گرداند.  

فیروز نجومی

furoz nodjomi

https://firoznodjomi.blogspot.com/

fmonjem@gmail.com

 

                                                                                                                

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

        

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر