دین ابزار
اراده معطوف بقدرت!
. 47 سال گذشته
بسیاری چیزها بما میاموزد که هیچ چیزی نیست که در بر زمان به مقاومت برخیزد.
البته تاریخ پر است از اینگونه مقاومتها، از اکثریت آنان اثری بجا نمانده است.
اما، از آنجا که
رفتن و یا ماندن نظام، موضوع روز است، چه خوب بود باین 47 سال گذشته بمثابه زمانی
بنگریم، که جامعه در تبعیت از احکام و شریعت اسلامی بنا بر خواست الهی به پیش
رانده شده است. این بدان معناست که در 47 سال گذشته به پس بازگشته ایم، بجای آنکه
به پیش رانیم و زودتر آینده را ملاقات کنیم.. بآن دوران بازگشته ایم که به زن
همچون نیم مرد مینگریستند. انسان بنده و برده بشمار میامد. اینست که به
"هدایت" براه "مستقیم" نیازمند بودند. آخوندهای حاکم هرچه را
که دوست داشتند که آنرا بنفع شخصی رنگ و لعاب دین بان می پاشیدند که همه چیز(حقیقت)
پوشیده بماند.
بمنظور شفاف ساختن
بحث، رخصت که در زمانی که در ان بسر مبریم در همین لحظه نظری افکنیم. سر لشگران
سپاه پاسداران اسلام، معرکه تنگه هرمز را بر پا کرده اند که بر آنچه در درون کشور
میگذرد پوشیده و پنهان نگاه دارند تا بتواند هرچه بلندتربه لاف و گزاف بپردازند.
این در حالی ست که کمبود و گرانی، بیکاری و فقر و گرسنگی بیداد میکنند. که سپاه
پاسدارن با چه مشکلاتی روی در روی قرار گرفته اند وقتی قدرت بزرگتر، گردش تجاری و
اقتصادی را دچار وقفه میکند و راه کسب در آمد را با محاصره جزیره خاک براو می بندد؟
اما، این اولین
درگیری بین نیروها امریکای و اسرائیلی با نیروهای حکومت اسلامی نبوده است. آیا، تا
حالا، پس ار جنگ دوازده روزه و پس از آن جنگ 40 روزه، چه چیزهایی را از دست داده
اند و آیا تخمینی از خساارات وارد شده در
این جنگ ها بدست داده شده است؟ دلیل بر این پنهانکاریها چیست؟ آیا، بدرستی روشن ست
تخمین ضرر و زیان در چه حد و مرزی بوده است. آیا، از سپاه دین، میتوان چیزی دیگر
جز شنیدن حقیقت هرگز خواسته شود؟ سپاه دین که نمیتواند بدروغ سخن بگویند. اما،
کوچکترین خبری از نابودی نیروهای دریایی بوسیله نیروهای امریکائی به بیرون درز
نکرد. سپاه پاسداران هم، دست پرورده نظام آخوندی ست. خدمت بدین و توسعه و انتشار
آنست که دارای اهمیت است خوب و بد در خدمت باسلام وجود ندارد.
حال، کیست که
نداند که آخوند خامنه ای، گوینده حرف اول و اخر بود. او ثروتی که بمردم تعلق داشت
در خدمت اسلام بکار گرفت. ثروت ملت ایران را صرف ساختار موشک های ویرانگر و
پهبادهای تخریب کننده مینمود. افزوده بر این، در حالی ست که بخش بزرگی از جامعه
خود در فقر و گرسنگیی زندگی میکنند، حضرت ولایت فقیه، میلیاردها دلار خرج خانه
سازی برای حزب اللهی های لبنانی کرده است،
همچنین، حضرت ولایت، آخوند خامنه ای بود که هزینه های جنگ حماس و حوثی های یمن بر
علیه اسرائیل را پرداخت میکرد.
کمی زودتر، اشاره
شد که حضرت ولایت فقیه آخوند خامنه ای، حکومت نمیکرد، دوست داشت که خدائی کند و
نشان دهد که دارای آن اقتدار نیز هست. هموطن نیازمند را نادیده میگرفت که بکمک
قصاب سوریه، بشارالاسد بشتابد.
اما، در حال حاظر،
شرایط بسرعت در حال تغییر است. بدون تردید حکومت آخوندی، تا کنون کوشیده است که تا
میتواند جنگ را بگستراند بچنان وسعتی که خود در میان آنها ناپدید شود. مسدود ساختن
تنگه هرمز، چندان سودی در جیب سپاه پاسداران نریخت. اما، مانع تشدید خصومت بین
نیروهای مردمی و نیروهای حکومت سرکوبگر نظام گردید.
آنچه سپاه پاسدارن
را در شرایط جنگی قرارداده است و بسیاری نیز در تله خنگ گرفتار شده اند بامید
شهادت و ره یافتن به بهشت و هر شبی را در کنار یک فرشته باکره گذراندن.
همچنانکه ملاحظه
مییشود جمهوری اسلامی، هم اکنون، در حال سقوط است، تضادها و خصومت ها و رقابتهای
درونی بآن شدت است که هیچیک از آنان نشجاعت ائتلاف با گروه یا گروهها دیگر را
ندارند. این است که راهی ندارند مگر تسلیم و این نیز چیزی نیست مگر پذیرفتن مرگ.
firoz nodjomi
https://firoznodjomi.blogspot.com/
fmonjem@gmail.com
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر