۱۴۰۴ بهمن ۳, جمعه

 

این است حکومت اسلامی:

 خشونت و قهر و

کین خواهی!

 

حکومت اسلامی برهبری آخوند بزرگ، امام خمینی، از زمان ظهورش بارها با مقاومت و جنبشها، اعتصابات، اعتراضات و تظاهرات دستجات و گروهای مختلف روی در رو بوده است و همه را هم بسختی سرکوب مینمودند و تعدادی را هم بخاک می سپردند. کمتر از سه سال بطول کشید که بساط احزاب، سازمانها و گروههای مخالف را برچینند. در 67 پس از شکست در 8 سال جنگ با عراق بیش از 4000 نفر از زندانیان جوان را، در سکوت و تاریکی بر فراز دار مجازات بقتل رسانند و مخفیانه بخاک سپاردند.

 تظاهرات و اعتراضات بار دیگر در سالهای 96، 98 و 401، در واکنش به مسئله ای بوقوع پیوستند و در هریک از آنها چند صد نفری کشته شدند. در 98، البته، تعداد کشته شدگان از 1500 هم گذشته است. اما، حکومت آخوندی، د ررو، دررویی با تظاهر کنندگان که در پاسخ به فراخوان شاهزاده پهلوی به خیابانها آمده بودند، نیروی های زره پوش ولایت، خشم و خشونت، قهر و قدرت و بیرحمی و کین خواهی را باوج خود رساندند. بدون تردید، شعار "این نبرد آخرست پهلوی یرمیگردد" غیرت رهبرمعظم را جریحه دار ساخته بوده است که کمتر از 24 ساعت بیش از 20000  از هموطنان را در سراسر کشور بقتل رساندند، در این تصور ک هرچه  بیشتر خشونت و بیرحمی و انتقام ستانی را بمعرض نمایش گذارده تعداد بیشتری کشته و یا نابینا و معیوب کنند، کمتر احتمال میرود، بار دیگر در خیابانها به تظاهرات و اعتراضات بپیوندند. گفته میشود تعداد، زیادی چشمهای خود را به تفنگهای ساچمه ای داده اند. همچنین، گزارش از 300000 زخمی و مجروح هم داده شده است.

تردید مدار که تعدا کشته شدگان و مجروحان بسی بسیارتر آز تعدادی ست که در بالا آمد. اگر چه نقل اسامی همه آنان اینجا میسر نیست، اما تحلیل اطلاعاتی که در باالا ارائه شد، هر چند محدود، بعدی بآن اطلاعات میافزاید که به آن معنا و مفوم گسترده تری می بخشد. چرا که اینجا سوالی که مطرح است، اینست که براستی،چنین کشتاری را، کشتار هموطن بدست هموطن، در اوج خشونت و بیرحمی را چگونه میتوان توضیح داد؟ گویا، رحم و مروتی که گفته میشود در ذات انسان نهفته شده است، قصه ای بیش نیست و باید آنرا برعکس بیان نمود. شاید که بجای رحم و مروت، این بیرحمی و قساوت است که در نهاد انسانها نهفته شده است.

شاید، بمنظور فهم چنین رفتاری که معمولا در ذات حیوانات وحشی نهفته شده است، بجای آنکه بدرون انسان بنگریم، شاید، بجا باشد که یه جامعه و شرایطی که این انسانها درآن ببلوغ میرسند بنگریم. بسیاری بر آن باورند که منشا اینگونه رفتارها، خشونت و قهر و انتقام ستانی، در دین و آموزشهای دینی نهفته است، بویژه در دین اسلاام. چه بسا هستند کسانی که بر آن باورند که اسلام دیگری هم هست( اسلام غیر سیاسی) که نرم است وعاری از قهر و خشونت، سازگار با امیال و غرایز انسانی. که باید گفت که اگر هست چنین اسلامی، هست تا زمانی که بر مسند قدرت ننشسته است. همین بس که دین و قدرت باهم یکی شوند وغیر قابل تشخیص از یکدیگر. برای مثال، لحظه ای به پیکر آخوند   خامنه ای، در حالیکه عمامه بر سر و عبا و قبا،  پوششی که گفته میشود زمانی پوشاک تن پیامبر محمد بوده است بنگر، چه چیزی را مشاهده میکنی، چیزی دیگری هم بجز نشانه ها و نمادهای دینی میتوان دید؟ حال آنکه کوجکترین نشانی از قدرت مطلق در او دیده نمی شود. برغم این واقعیت که او مظهر قدرت است، تمامی ساختار قدرت متشکل از سه قوای جداگانه اجرایی و قضائیه و مقننه و ریاست جمهوری، اعصای شورای نگهبان و شورای مصلحت نظام و اعضای مجلس خبرگان، همه تحت نظارت و تایید و تصویب، حضرت ولایت فقیه، تعین و تعریف میشود. این نیز باید بیاد داشته باشیم که نه هرگز میتوان ولی فقیه  را مورد سوال قرار داد و نه، هرگز ولی فقیه به سوال کسی پاسخ دهد.

کیست که میتواند دارای چنین قدرت نامحدود، مطلق غیر فابل بازنگری باشد؟آیا، آن موجود، میتواند موجود دیگر جز الله باشد؟ خدای یکتا و یگانه.  

بعبارت دیگر، اگر اسلامی هم هست که  نرم و انعطاف پذیر است و بوی مهر از آن بمشام میرسد، لزوما، ناشی ازذات و اصل و اصول دین اسلام نیست بلکه به آن دلیل است که اسلام نرم و انعطاف پذیر بر جایگاه قدرتو حکومت قرار نگرفته است. اسلامی که بر منبر روضه نشسته است نیازی به خشونت و انتقام ستانی ندارد. حال آنکه اسلامی که بقدرت میرسد. باید حد و حدود الهی را باجرا در آورد. یعنی که باید دست به خشونت و قهر و انتقام ستانی زند، هم در این جهان هم در آن جهان. در جهان موجود، الله، بانسان همچون بنده و رعیت خود مینگرد. آخوند خامنه ای هم که بیش از 37 است که بمقام خدائی رسیده است. همه و هر چه که هست بفرمان او بحرکت در میاید و یا از حرکت باز میایستد.

الله خداوندگار اسلام، بخشنده و مهربان است، اگر نشان دهی که تسلیم مطلق به اراده الله هستی. یعنی که سر اطاعت فرو آوری و فرمانبری بدون چون و چرا که بازتاب میابد در التزام به عبادات روزانه، پنج بار، از صبح سحر تا تاریکی شب. باضافه، باورمند باید زندگی را بر اساس احکام شریعت اسلام سامان دهد. از چه و چگونه خوردن و نوشیدن گرفته تا اجرای مراسم طهارت و نجاست زدائی از خویش. عدالت اسلامی بر سخت ترین. تنبییه و مجازات بنا گردیده است. مثل، قطع عصوی از پیکر انسان که مرتکب گناه شده است، جدا کردن سر از تن، سنگسار زناکار، مجازاتی بیرحمتر و غیر انسانی تر هم میتوان مجازات دیگری یافت؟

افزوده بر این، در دین اسلام حق و حقوق الله ارجح است بر حق و حقوق بشر. بشر هیچ است و الله همه چیز. بشر برای الله هست و دارای هستی ست نه برای بشر. در زندگی روزمره باید با نام او بر خیری  و بخسبی و لحظه ای از اندیشه باو غافل نمانی. حمد و ستایش دائمی و تسلیم و اطاعت به احکام او یک وظیفه و تکلیف شرعی ست.

حکومت دین، برهبری آخوند خامنه ای، مدافع حق و حقوق الله است و پیامبر و امامان معصوم و مظلوم. ضرورتا ارزشی برای بشر و حق و حقوق انسان قائل نیستند. چون، آنکه زهد و تقدس خود را از راه ارتباط با الله کسب کرده است نمیتواند شناختی از انسان داشته باشد و آنچه انسانی است. آخوند خامنه ای بواسطه رابطه اش با الله است که بر مسند ولایت نشسته است و فرمانروایی میکند. از زبان الله است که سخن میراند. مردم ایران که محکوم به پذیرش حکومت ولایت فقیه بوده اند و هستند، هرگز آخوند خامنه ای را برای حکومت بر نگزیده اند. آخوند خامنه ای را الله برگزیده است، که در غیاب پیامبر و امامان، امر هدایت بشر را ادامه دهد. بهمین دلیل حصرت ولایت، خامنه ای هیچ نیاندیشد و هیچ نگوید مگر متاثر شده و  و یا نشات گرفته باشد از اندیشه و سخن ناب الله، نه از نیازها و خواست های بشری. مثلا الله جهاد را تکلیف و وظیفه انسان میداند و پیوسته توصیه میکند که در راهش شمشیر زنی و خون بریزی تا به بهشت موعود راه یابی. حال آنکه انسان در نهادش مهر و همدردی نهفته است.

این واقعیت را هرگز نباید از خاطر برد که لشگر و نیروهای قهر و خشونت، بفرمان ولی فقیهرا باجرا در میاورند. البته که فرمان سرکوب و کشتار، مصوبه شورای امنیت ملی هم هست. آیا، عضوی هست که بتواند به سرکوب و کشتاررای منفی بدهد؟ حکومت ولایت فقیه از آغاز بر آن بوده است که اگر نکشد، اگر تنبیه و مجازات نکند و زندانها را سر پر نسازد، خدائی او پایان خواهد یافت. متاسفانه باید اعتراف بکنیم اگر تظاهراتی دیگری بوقوع بپیوندد بعید بنظر میرسد که آخوند خامنه ای، از کشتار بیشتر ابائی داشته باشد.

فیروز نجومی

firoz nodjomi

https://firoznodjomi.blogspot.com/

fmonjem@gmil.com 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر