۱۴۰۴ بهمن ۱۷, جمعه

 

آیا خون کشته شدگان

دی ماه

رضایت الله را بجا

 خواهد آورد؟



 

کشتار دهها هزار جوان، و نو جوان که درپاسخ به فراخوان شاهزاده پهلوی در 18 و 19 دیماه، در تظاهرات و اعتراض بوضع موجود شرکت کرده بودند، سراسر غم است و اندوه. هریک از کشته شدگان، بدون تردید، از بهترین بوده اند و همچون ستارهای درخشان تا ابد در آسمانها خواهند درخشید.

بدون تردید، بسیاری به فهم و درک کنش جنایتکارانه نظام می اندیشند، نه فقط در حال حاضر بلکه در اینده. اما، نقش دین در این کشتار است که نظر این نگارنده را بخود جلب میکند. چون، دین بخودی خود نمیتواند دست بکشتار بزند بلکه در انسان تجلی میابد و کنشگریها آنها را کنترل مینماید. بعنوان مثال، آخوند خامنه ای که تجلی دین اسلام است، آیا، در صدور فرمان کشتار و مجروح ساختن تظاهر کنندگان، در مشورت با کلام الهی باین کشتار دست زده است؟

 از آنجائیکه نزدیک به نیم قرن است دین بر جامعه ما حکومت و همه چیز درتبعیت از شریعت اسلامی انجام میگیرد. آخوند  خامنه ای و یا هر آخوند و مجتهد و طلبه و مرجع تقلیدی، ممکن است که شخصا فرمان کشتار مردم بیگناه را با تیرهای جنگی بمسلسلها بسته  و انسانها را متلاشی نماید. حتما، کشتار انسان در قرآن منع نشده است، شاید مورد تشدید هم قرار گرفته باشد. گزارشهای بسیاری هم از بیرحمی ها و خشونتهای دلخراش پاسداران اسلام، انتشار یافته است. اما، بعضا، معتقدند در سراسر تاریخ چنین کشتار، بلحاظ تعداد و زمان، بی سابقه است. حتی تازیست های آلمان هم در کمتر از 24 ساعت دست بچنین کشتاری نزده اند. بسیاری بر آن باورند کشتاری در چنین ابعادی نزدیک به  20  تا 40 هزار و بیشتر، بنا بر تخمین ها د ر نقاظ مختلف کشور، در کمتر از 24 ساعت، در تاریخ بشر از حوادث نادر بشمار میرود.

کشتار مردم بی کناه بجرم اعتراض و تظاهر نشان داد که اکر، تا کنون، شک و تردیدی وجود داشت که خشونت و قهر و انتقام ستانی در ذات دین اسلام نهفته است، با مشاهده واکنش حکومت آخوندی به معترضین، در واقع چهره خوشنتبار دین اسلام را معرض دید همگان، قرار داد. چه کوششها و تلاشها نشد که قهر و خشونت گرائی را از دامن اسلام بشویند. اما، هرچه بیشتر شستند بیشتر آلوده به کثافات گردید، چنانکه بوی گند آن از فرسنگها بمشام میرسید.

چه بسا هستند بسیاری که افراد و یا قدرتمداران را مسئول کشتار 18 و 19 دی ماه میدانند، چنانکه گوئی ترویج و تشویق به تنبیه و مجازات از جمله محکومیت به مرگ و به دار آویختن کفار و محاربان و ملهدین،، قطع اعضای گناهکار پیکر ادمی، سنگسار زناکاران، به اندازه کافی تکرار و یاد آوری نشده است، در کلام الهی،. گوئی که الله، خداوند یکتا و یگانه، در عین بخشندگی و مهربانی، هرگز، اندکی هم  توصیه به عدم خشونت و قهر و انتقام ستانی هم نموده است

نیروهای ولایت، در بکارگیری انواع و اقسام زشترین و بیرحمترین خشونتها، از جمله تیراندازی با گلوله های جنگی که با  یرخورد با پیکر انسان، آن نقاطه را متلاشی میسازد چنانکه جان سالم بدربرد از چنین جراحتی عمیق، فرصتی ست برای بازکشت بزندگی و نه به میدان جنگ.

اکثر کارشناسان و ناظران بر شرکت مردم در جنبش اعتراضی دیماه، بر آن باوراند، نام رضا پهلوی، بیش از هر نام دیگری بگوش رسیده است. جمعیت بیشمار شرکت کنندگان در شهرهای بزرگ و کوچک،، اگرچه، این اولین باری نبود که در تظاهرات بزرگ اعتراضی شرکت کرده بودند. اما، هیچیک، هرگز باین شکوه عظمت نرسیده بودند. بننظر میرسید که تظاهر کنندگان آن چیزی را یافته بودند که تا آنزمان از آن محروم بودند، رهبری هوشمند و مهراندیش و روشن بین ویژگی هایی که تبلور آنها را میتوان در شاهزاده رضا پهلوی مشااهده نمود. ویژکیهایی بیانگر وحدت و همبستگی اقشار و گروه های مختلف. منافع انان، برغم تمامی اختلافات، در برافراشتن پرچم شیر وخورشید است و در برانداختن پرچمی که بر آن لا الله الا الله رسم گردیده است با ابزار کلمات سراسر راز و سحر انگیز، گویی میتواند به پوشاند، خود- برتر- بینی و مطلق گرایی را نهفته  در نهاد لا الله الا الله.

اما، آخوندی که از منبر وعظ و موعظه به منبری صعود میکند که نه جایگاه آخوند، که جایگاه قدرت است آخوند میشود فرمان دهنده نه فرمانبر. یعنی که مصیبت و نکبتی که با آن دست بگریبانیم، ناشی از در آمیختن دو نهاد دین و قدرت است. تصاد و تناقضی که در این دونهاد نهفته است، در تمامی عرصه اجتماعی  خود را نشان میدهد. نظام باخیلی پدیده های این جهان تکلیف خود را روشن نکرده است.

اما، در پایان باید اعترف کرد. از اینکه ولایت فقیه، بیرحمی و بکارگیری قهر و خشونت را در هیجدهم و نوزدهم دیم ماه باوج خود رساند، تردیدی نیست که کنشی ست تنفر بر انگیز است. اما، نباید فراموش کرد که آخوند خامنه ای، برغم قتلها و جنایتها بیشمار و نزدیک به نیم قرن حکومت با مشتهای آهنین اسلام، تعجب خواهید کرد اگر بستایش او بپرازم برای بزرگترین خدمتی که به ملت ایران کرده است، خدمتی ماندنی در تاریخ بشری. این خدمت بزرگ و شایسته ستایش و قدردانی، چیزی نیست مگر فراهم آوردن زمینه مناسبی برای براندازی دین و حکومت دینی و سرانجام برای رهائی انسان از بندگی وعبودیت از شریعت اسلامی. که خود زمینه ای را بوجود آورد برای نفی دینی که با زور شمشیر و جزیه طلبی، بر نیاکان ما خود را تحمیل کرده است.

 

فیروز نجومی

 firoz nodjomo

https://firoznodjomi.blogspot.com/

fmonjme@gmail.com

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر